cutoff
UKkjuːtɔf
US'kʌ'tɔf
معنی فارسی
راه ميان بر، قطع جريان،
هر نوع وسيله قطع چيزي.
حد، محدوديت، ميزان
ميان بر
معنی کامل و مثالها
/kut´ôf´/n., adj.
● بریدن، قطع، برش
● حد، محدودیت، میزان
the cutoff age is forty
محدودیت سن چهل سالگی است (یعنی: اشخاصی که سن آنها از 40 بیشتر است مشمول این قانون یا کار یا استخدام نمیشوند).
● (راه) میان بر
● (مسیر جدیدی که در اثر حفاری یا سیل برای رودخانه ایجاد میشود) نوراهاب، نوراهابه
● (در سیلندر موتور) قطع جریان
● راهبند، شیر
● (شلوار جین که با قیچی از بالای زانو بریدهاند) جین کوتاه شده
● وابسته به حد یا محدودیت
تعریف انگلیسی
noun
- a designated limit beyond which something cannot function or must be terminated
- a route shorter than the usual one
- a device that terminates the flow in a pipe