دیکشنری فارسی

cutoff

UKkjuːtɔf US'kʌ'tɔf

معنی فارسی

راه ميان بر، قطع جريان،

هر نوع وسيله قطع چيزي.

حد، محدوديت، ميزان

ميان بر

معنی کامل و مثال‌ها

/kut´ôf´/n., adj.

● بریدن، قطع، برش

● حد، محدودیت، میزان

the cutoff age is forty

محدودیت سن چهل سالگی است (یعنی: اشخاصی که سن آنها از 40 بیشتر است مشمول این قانون یا کار یا استخدام نمی‌شوند).

● (راه) میان بر

● (مسیر جدیدی که در اثر حفاری یا سیل برای رودخانه ایجاد می‌شود) نوراهاب، نوراهابه

● (در سیلندر موتور) قطع جریان

● راه‌بند، شیر

● (شلوار جین که با قیچی از بالای زانو بریده‌اند) جین کوتاه شده

● وابسته به حد یا محدودیت

تعریف انگلیسی

noun
  1. a designated limit beyond which something cannot function or must be terminated
  2. a route shorter than the usual one
  3. a device that terminates the flow in a pipe

واژه‌های دیگر با معنی «راه ميان بر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن