دیکشنری فارسی

tinder

UKtindər US'tındə

معنی فارسی

اتش زنه اتش افروزنه قو فتيله فندک

معنی کامل و مثال‌ها

/tin´dǝr/n.

● (هرچیز خشک که با آن آتش روشن می‌کنند) آتش زنه، گیرانه، خاشاک

تعریف انگلیسی

noun
  1. material for starting a fire

واژه‌های دیگر با معنی «اتش زنه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن