دیکشنری فارسی

tinkle

US'tıŋkəl

معنی فارسی

جلنگ جلنگ جلنگ جلنگ کردن بصدادراوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/tiŋk´ǝl/n., vi., vt.

● (مانند صدای زنگوله) جیرینگ جیرینگ کردن، دیلینگ دیلینگ کردن

● (زبان کودکانه) شاشیدن

● (زنگوله و غیره را) به صدا درآوردن، به جیرینگ جیرینگ درآوردن

● دیلینگ، جرینگ

* give someone a tinkle

(انگلیس - عامیانه) تلفن زدن (به کسی)

تعریف انگلیسی

verb
  1. a light clear metallic sound as of a small bell
  2. make or emit a high sound “tinkling bells” “Something ----s”

مترادف‌ها

I. verb neuter
Jingle, clink, ring.
II. noun
See tinkling.

واژه‌های دیگر با معنی «جلنگ جلنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن