دیکشنری فارسی

tiny

UKtainiː US'taını

معنی فارسی

خرد کوچولو ريز

معنی کامل و مثال‌ها

/tī´nē/adj.

بسیار کوچک، کوچولو، ریزه، ریزه پیزه، گردل، بسیار کم، بسیار اندک، موچول، چکسه

a tiny baby

نوزاد کوچولو

his income is tiny

درآمد او بسیار کم است.

مترادف‌ها

adjective
Little, small, diminutive, minikin, pygmean, pygmy, puny, Liliputian, dwarfish.

واژه‌های دیگر با معنی «خرد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن