tiny
UKtainiː
US'taını
معنی فارسی
خرد کوچولو ريز
معنی کامل و مثالها
/tī´nē/adj.
● بسیار کوچک، کوچولو، ریزه، ریزه پیزه، گردل، بسیار کم، بسیار اندک، موچول، چکسه
a tiny baby
نوزاد کوچولو
his income is tiny
درآمد او بسیار کم است.
مترادفها
adjective
Little, small, diminutive, minikin, pygmean, pygmy, puny, Liliputian, dwarfish.