دیکشنری فارسی

harebrained

UKhɛəbreind US'hɛəb'reınd

معنی فارسی

کم خرد نابخرد بيفکرو خيال احمق احمقانه

معنی کامل و مثال‌ها

/her´brānd´/adj.

کم خرد، نابخرد، بی‌فکرو خیال، احمق، احمقانه

the purchase of salt marshes was another of his harebrained projects

خرید شوره‌زارهای مردابی یکی دیگر از نقشه‌های نابخردانه‌ی او بود.

واژه‌های دیگر با معنی «کم خرد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن