دیکشنری فارسی

titubation

معنی فارسی

بيقراري لرزش تلوتلوخوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/tich´ōō bā´shǝn/n.

● گام‌های متزلزل (که نشانه‌ی برخی بیماری‌های اعصاب است)، سست گامی

واژه‌های دیگر با معنی «بيقراري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن