to administer UKtouədministər معنی فارسی سوگند دادن (به) واژههای دیگر با معنی «سوگند دادن (به)» swear سوگند خوردن، قسم خوردن، سوگند دادن (به) adjure سوگند دادن، قسم دادن، لابه کردن به