to be UKtoubinəsteitɔfʃɔk معنی فارسی اينده مربوط باينده . واژههای دیگر با معنی «اينده» coming اينده، امدن، ظهور comer اينده، وارد upcoming زود اينده، نزديک، دراتيه نزديک f. tense زمان اينده emergent بيرون اينده، سربرارنده، براينده exhalant بيرون اينده، بالارونده، بخارشونده katabatic پايين اينده، ناشي از جنبش هوا سوي سوي پايين intruder سرزده اينده، مخل، مزاحم sequent از پس اينده، منتج، پي درپي catabatic پايين اينده، فروکش کننده