to be in the wrong معنی فارسی دراشتباه بودن حق نداشتن زورگفتن مقصربودن واژههای دیگر با معنی «دراشتباه بودن» err خطاکردن، دراشتباه بودن، گمراه شدن tobe all abroad ازمرحله پرت بودن، بکلي دراشتباه بودن، گيج شدن