to bear in mind UKtoubɛərinmaind معنی فارسی درنظرداشتن واژههای دیگر با معنی «درنظرداشتن» contemplate درنظرداشتن، درصد دبودن، انديشه کردن در contemplatively درنظرداشتن، درصد دبودن، انديشه کردن در envisage روبروشدن با، مواجه شدن با، درنظرداشتن