to behave ill معنی فارسی بد رفتاري کردن بد سلوک کردن واژههای دیگر با معنی «بد رفتاري کردن» ill treat بد رفتاري کردن به ill-treat بد رفتاري کردن به fuck گاييدن، سپوختن.، سر به سر گذاشتن ill use بد استعمال کردن، سوء استفاده، بد رفتاري.