to bring to nought معنی فارسی هيچ کردن خراب کردن واژههای دیگر با معنی «هيچ کردن» negate هيچ کردن، خنثي کردن، منکر کردن frustrate خنثي کردن، هيچ کردن، بيهوده کردن zero صفر، هيچ، مبداء