to carry to excess معنی فارسی افراط کردن در بحدافراط رساندن واژههای دیگر با معنی «افراط کردن در» overdevelop بيش از حد توسعه دادن، فزون پيشرفت کردن، در استعمال ماده ي ظاهرساز افراط کردن overdose داروي بيش از حد لزوم، دواي زياد خوردن.، مقدار بيش از حد دارو luxuriate خوش گذراني کردن، در نعمت زيستن، افراط کردن luxuriation خوش گذراني کردن، در نعمت زيستن، افراط کردن