to cast the g. معنی فارسی بالا اوردن قي کردن بيزارشدن واژههای دیگر با معنی «بالا اوردن» regorge بالا اوردن، قي کردن، دوباره فروبردن disgorge بالا اوردن، قي کردن، خالي کردن puke قي کردن، استفراغ کردن، بالا اوردن regurgitate برگشتن، بالا امدن، برگرداندن