to cry down معنی فارسی هوکردن رسواکردن باهوردکردن واژههای دیگر با معنی «هوکردن» boh صداي گاو يا جغد کردن، اظهار تنفر، هوکردن. explode اتش گرفتن، محترق شدن، منفجرشدن