to dip ones pen in gall معنی فارسی تندنوشتن سخت نوشتن واژههای دیگر با معنی «تندنوشتن» scratch خراشيدن، پنجه انداختن، پنجول زدن scratchily خراشيدن، پنجه انداختن، پنجول زدن scratchiness خراشيدن، پنجه انداختن، پنجول زدن dash خردکردن، زدن، پرت کردن