to do into معنی فارسی ترجمه کردن به واژههای دیگر با معنی «ترجمه کردن به» Germanize الماني کردن، ترجمه به الماني کردن، الماني ماب کردن Teutonize ساکن المان کردن، به الماني ترجمه کردن. version ترجمه کتاب، به زبان ديگر ترجمه کردن، شرح ويژه metaphrase ترجمه ي تحتاللفظي، برگردان واژه به واژه، ترجمه ي تحتاللفظي کردن