to enjoy oneself معنی فارسی خوش بودن خوش گذراندن واژههای دیگر با معنی «خوش بودن» optimize نيک بين بودن، خوش بين بودن delight خوشي، دلخوشي، لذت دادن delightedness خوشي، دلخوشي، لذت دادن spree خوشي، نشاط، مستي heartiness صميميت، قلبي بودن، خوش بنيگي