to fall tl blows معنی فارسی دست بگريبان شدن اغازجنگ نهادن واژههای دیگر با معنی «دست بگريبان شدن» wrestle کشتي گرفتن، گلاويز شدن، دست بگريبان شدن grapple چنگک، قلاب، گلاويزي