to get at معنی فارسی رسيدن به گرفتن رشوه دادن طرف شدن با واژههای دیگر با معنی «رسيدن به» overtake رسيدن به، فرا رسيدن به، گير آوردن overtaken رسيدن به، فرا رسيدن به، گير آوردن attain رسيدن به، نائل شدن به attainableness رسيدن به، نائل شدن به reach رسيدن به، رساندن به forereach فرا رسيدن به، گذشتن از handed down به تواتر رسيدن grow up به سن بلوغ رسيدن wall-up رسيدن موج به حداکثر اوج dead-heat همزمان به خط پايان رسيدن