to give a knee to معنی فارسی پشتي کردن حمايت کردن تاييد کردن واژههای دیگر با معنی «پشتي کردن» defend دفاع کردن (از)، پناه دادن، پشتي کردن defendable دفاع کردن (از)، پناه دادن، پشتي کردن uphold بالا نگاه داشتن، راست نگاه داشتن، پشتي کردن (از) cushion نازبالش، پشتي، مخده protect نگهداري کردن، حفظ کردن، محافظت کردن hinder پسين، عقبي، مانع