to give a stir to معنی فارسی تکاندادن بهم زدن (اتش) تحريک کردن واژههای دیگر با معنی «تکاندادن» agitate تکاندادن، بهم زدن، (پيوسته) کردن jounce بالاوپايين انداختن، تکاندادن، تکانخوردن