to give a sweep to معنی فارسی جاروب کردن واژههای دیگر با معنی «جاروب کردن» besom جاروب باغباني، جاروب کردن، جاروب ترکه اي broom جاروب، روبيدن، جاروب کردن sweep روييدن، رفتن، جارو (ب) کردن