to give instractions معنی فارسی دستور دادن واژههای دیگر با معنی «دستور دادن» prescribe دستور دادن، مقرر داشتن، تجويز کردن instruct دستور دادن (به)، تعليم دادن (به)، تاييد کردن order of service سوت داور بمعناي دستور سرويس دادن، (واليبال) cry havoc حکم غارت دادن، دستور غارت دادن reorder دوباره سفارش دادن، دوباره دستور دادن، سفارش مجدد cash dispenser پرداخت کننده پول، تحويل دار خودکار، ماشيني که با داخل نمودن کارت مخصوص و