to grow dark معنی فارسی تاريک شدن واژههای دیگر با معنی «تاريک شدن» darkle تاريک شدن، تاريک نمودن، پنهان ماندن darken تاريک کردن، نابيناکردن، مبهم کردن overshadow تاريک کردن، تيره کردن، مبهم ساختن dim تار، تاريک، تيره