to grow fat معنی فارسی فربه شدن چاق شدن واژههای دیگر با معنی «فربه شدن» batten فربه شدن، پروراندن، تخته باريک fatten فربه کردن، چاق کردن، پرواري کردن plump گوشتالو، پرگوشت، چاق