to have in view معنی فارسی در نظر داشتن واژههای دیگر با معنی «در نظر داشتن» propose پيشنهاد کردن، طرح کردن، در نظر داشتن variable-ratio گيربکسهايي که در آن به منظور ثابت نگاه، داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبديل صرف نظر، از سرعت درون گذاشت تغيير ميکند