to have the pull of معنی فارسی برتري داشتن بر ، اعمال نفوذ کردن بر واژههای دیگر با معنی «برتري داشتن بر» excel برتري داشتن (از - بر)، بهتربودن (از)، پيشي جستن (بر) outguess در حدس و گمان برتري داشتن بر، سبقت جستن. surpass پيش افتادن از، جلوتر بودن از، عقب گذاشتن