to hem in معنی فارسی دورگرفتن احاطه کردن واژههای دیگر با معنی «دورگرفتن» encircle دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن دور encirclement دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن دور encompass دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن engird دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن begird دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن enring دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن دور engirdle دورگرفتن، احاطه کردن، دارابودن enlace دورگرفتن، حلقه زدن دور، گرفتارکردن ensphere دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن دور environ دورگرفتن، دور (کسي ياچيزي) راگرفتن