to laugh TO scorn معنی فارسی استهزا کردن خنديدن به ريشخند کردن واژههای دیگر با معنی «استهزا کردن» mock ريشخند کردن، مسخره کردن، استهزا کردن scoff تمسخر، ريشخند، استهزاري طعنه اميز sport ورزش تفريحي، بازي، شوخي gibe استهزاي طعنه اميز، استهزا، طنزگفتن gibingly استهزاي طعنه اميز، استهزا، طنزگفتن