to lay in UKtouleiin معنی فارسی ذخيره کردن ضربت زدن واژههای دیگر با معنی «ذخيره کردن» fish out تمام کردن ذخيره ماهي يک منطقه dissave ذخيره خود را براي کارهاي جاري خرج کردن، بدون پس انداز ماندن. stockage ذخيره آماد، ذخيره کردن، ذخيره lay in اندوختن، ذخيره کردن، ادعا کردن power of reservation حق اعتراض، حق نگهداري و ذخيره کردن stash انبار کردن، ذخيره کردن (درمحل مخفي براي اينده)، انباشتن lay by کنار گذاردن، متروک کردن، ذخيره کردن garner انبار، غله، ذخيره کردن overstock زياد پر کردن، بيش از حد اندوختن، زياد ذخيره کردن excess stock مواد اضافي، ذخاير اضافي، ذخيره کردن بيش از حد لزوم