دیکشنری فارسی

stash

USstæʃ

معنی فارسی

انبار کردن ،

ذخيره کردن (درمحل مخفي براي اينده)،

انباشتن ، محبوس کردن ، پنهانگاه .

معنی کامل و مثال‌ها

/stash/vt., n.

● (در محل مخفی) برای روز مبادا ذخیره کردن، پنهان کردن، قایم کردن، اندوختن

he had stashed his money under a tree

پول‌های خود را زیر درختی قایم کرده بود.

● نهانگاه، محل پنهان کردن، مخفیگاه، انبار، گنجینه

● هر چیز نهفته شده

the police discovered a stash of old coins in a well

پلیس تعدادی سکه‌ی قدیمی نهفته در یک چاه را پیدا کرد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a secret store of valuables or money
  2. save up as for future use “Somebody ----s something” “They stash the money in the closet”

واژه‌های دیگر با معنی «انبار کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن