stash
USstæʃ
معنی فارسی
انبار کردن ،
ذخيره کردن (درمحل مخفي براي اينده)،
انباشتن ، محبوس کردن ، پنهانگاه .
معنی کامل و مثالها
/stash/vt., n.
● (در محل مخفی) برای روز مبادا ذخیره کردن، پنهان کردن، قایم کردن، اندوختن
he had stashed his money under a tree
پولهای خود را زیر درختی قایم کرده بود.
● نهانگاه، محل پنهان کردن، مخفیگاه، انبار، گنجینه
● هر چیز نهفته شده
the police discovered a stash of old coins in a well
پلیس تعدادی سکهی قدیمی نهفته در یک چاه را پیدا کرد.
تعریف انگلیسی
verb
- a secret store of valuables or money
- save up as for future use “Somebody ----s something” “They stash the money in the closet”