to leave a margin معنی فارسی حاشيه گذاشتن واژههای دیگر با معنی «حاشيه گذاشتن» purfle ارايش دادن، برودري کردن، حاشيه ارايش دار گذاشتن purl سرمه، گ لابتون، حاشيه lacevi بستن با بند سفت کردن، حاشيه دارکردن، يراق گذاشتن rhyme دوره دار کردن، زهوار گذاشتن (به)، لبه دار يا حاشيه دار کردن fringe ريشه، منگله، حاشيه margined ريشه، منگله، حاشيه