to let in UKtouletin معنی فارسی اجازه دخول دادن واژههای دیگر با معنی «اجازه دخول دادن» admits پذيرفتن، راه دادن، بار دادن admitting پذيرفتن، راه دادن، بار دادن admit پذيرفتن، راه دادن، بار دادن