to loiter a way one's time معنی فارسی وقت خود را بيهوده گذرانيدن واژههای دیگر با معنی «وقت خود را بيهوده گذرانيدن» peddle دوره گردي کردن، وقت خود را بيهوده گذراندن، خرده فروختن twiddle (شست خود را) از بيکاري گرداندن، بيهوده (وقت) گذراندن