to make oneself معنی فارسی شادماني کردن واژههای دیگر با معنی «شادماني کردن» maffick شادماني کردن revel شادماني کردن (باصدا)، شادي کردن، عياشي کردن jubilate خوشي کردن، شادي کردن، شادماني کردن splore سرور، نشاط، شادماني کردن. frolic خوشي، وجد، شادماني frolicked خوشي، وجد، شادماني frolicker خوشي، وجد، شادماني frolicking خوشي، وجد، شادماني