to overheat oneself معنی فارسی زياد گرم شدن برافروختن بجوش آمدن واژههای دیگر با معنی «زياد گرم شدن» warm gas thruster جت پيش راننده متشکل از گاز ذخيره شده با، فشار زياد که قبل از بيرون رانده شدن از، نازل گرم شود swelter از گرما بيحال شدن، خيس عرق شدن، زياد گرم بودن