to pay away معنی فارسی بيرون دادن بازکردن واژههای دیگر با معنی «بيرون دادن» give out بيرون دادن، پخش کردن، توزيع کردن secrete بيرون دادن، (با تراوش) مترشح ساختن، دفع کردن secretor بيرون دادن، (با تراوش) مترشح ساختن، دفع کردن exhale بيرون دادن، براوردن، تبخيرکردن emit بيرون دادن، خارج کردن، بيرون ريختن exsert بيرون دادن، بيرون گذاشتن pay out بيرون دادن give off بيرون دادن. emission نشر:بيرون دادن، صدور، خروج veer-out بيرون دادن طناب