to perform a piece of music معنی فارسی ساز زدن ، قطعه موسيقي را درست درساز ادا کردن واژههای دیگر با معنی «ساز زدن» strum بناشي گري (ساز) زدن، بد (ساز) زدن، ته ديگ تراشيدن thrum زرزرکردن، از روي ناشي گري يابيحالي (ساز) زدن، تپ تپ کردن