to play at معنی فارسی شرکت کردن در ، داخل شدن در ، خواهي نخواهي اقدام کردن واژههای دیگر با معنی «شرکت کردن در» play off مسابقه را باتمام رساندن، در مسابقه حذفي شرکت کردن، وابسته به مسابقات حذفي redshirt دانشجو را به منظور آماده سازي بيشتر يکسال، از شرکت در مسابقات معاف کردن، دانشجوي contribute دادن، سهم دادن، اعانه دادن contributively دادن، سهم دادن، اعانه دادن partake شرکت کردن، شريک شدن، سهم گرفتن partaken شرکت کردن، شريک شدن، سهم گرفتن jitterbug نوعي رقص دو نفره .، کسي که در اين رقص شرکت ميکند، رقص جيترباگ کردن