to pour cold water on معنی فارسی دلسرد کردن سرد کردن واژههای دیگر با معنی «دلسرد کردن» disspirit دلسرد کردن، روحيه را تضعيف کردن. discourge مايوس کردن، دلسرد کردن unnerve مرعوب کردن، فاقد عصب کردن، دلسرد کردن