to pride oneself معنی فارسی باليدن نازيدن مباهات کردن فخر کردن افتخار کردن واژههای دیگر با معنی «باليدن» boast لاف زدن، باليدن، نازيدن self exaltation تجليل نفس، بخود باليدن. brag لاف زدن، نازيدن، باليدن blaw دميدن، فوت کردن، لاف زدن