to put in for معنی فارسی ادعا کردن تقاضا کردن خودرا نامزد کردن پيشنهاد دادن واژههای دیگر با معنی «ادعا کردن» profess ادعا کردن، اضهار کردن، اشکارا معرفي کردن re claim مجددا ادعا کردن، تقاضاي مجدد. arrogate بيخود ادعا کردن، غصب کردن arrogative بيخود ادعا کردن، غصب کردن arrogator بيخود ادعا کردن، غصب کردن pretend to دعوي يا ادعا کردن bluser out با لاف گزاف ادعا کردن challengo مبارزه کردن، ادعا کردن، دعوت کردن assert اظهار (قطعي) کردن، ادعا کردن assertable اظهار (قطعي) کردن، ادعا کردن