to put out of face معنی فارسی بزور بردن خجالت دادن واژههای دیگر با معنی «بزور بردن» reave بزور بردن، ربودن pt down نوشتن، کنار گذاردن، خوار وخفيف کردن push پوش، هل دادن، از عقب زور دادن