to see INTO معنی فارسی وارسي کردن تحقيق کردن معاينه کردن واژههای دیگر با معنی «وارسي کردن» investigate رسيدگي کردن به، وارسي کردن، بازجويي کردن (در) indagate رسيدگي کردن (به)، وارسي کردن، تحقيق کردن sift الک کردن، بيختن، خوب وارسي کردن