to sit heavy on the stomach معنی فارسی سنگين بودن گوارا نبودن دير هضم بودن واژههای دیگر با معنی «سنگين بودن» preponderate سنگين تر بودن، چربيدن، بيشتر بودن overweigh سنگين بودن از، بيشتر ارزيدن، مهمتر بودن از overpoise سنگين تر بودن از، بيشتر ارزيدن از، مهمتر بودن از outbalance سنگين تر بودن از، پيشي جستن از، سبقت جستن از overtask زياد سنگين بودن براي، کار زياد سنگين دادن به overbalance موازنه را از دست دادن، افتادن، سنگين تر بودن از