to sustain a loss معنی فارسی زيان ديدن ضر ردادن تحمل خسارت کردن متحمل خسارت شدن واژههای دیگر با معنی «زيان ديدن» suffer loss زيان ديدن، ضرر کردن damageable خسارت بردار، قابل زيان ديدن، خراب شدني lose گم کردن، از دست دادن، تلف کردن sustain a loss ضرر ديدن، زيان بردن، خسارت ديدن