to take a of معنی فارسی غنيمت شمردن استفاده کردن از واژههای دیگر با معنی «غنيمت شمردن» embrace درآغوش گرفتن، بغل کردن، مشتاقانه پذيرفتن snatch ربودن، قاپيدن، بردن