to take a wife معنی فارسی زن گرفتن عيال اختيارکردن زن اختيارکردن واژههای دیگر با معنی «زن گرفتن» wive زن گرفتن، زن دادن polygamize چند زن گرفتن، تعدد زوجات کردن. fortune-hunter کسيکه خواهان گرفتن زن چيردارميباشد marries عروسي کردن، ازدواج کردن، زن گرفتن marry عروسي کردن، ازدواج کردن، زن گرفتن combinated بهم اميختن، يکي شدن، بهم پيوستن