to take notice معنی فارسی ملتفت شدن ملتفت بودن توجه کردن اعتنا کردن بهوش بودن واژههای دیگر با معنی «ملتفت شدن» understand فهميدن، ملتفت شدن، دريافتن learnt آموختن، ياد گرفتن، خبر گرفتن perceivably مشاهده کردن، ديدن، دريافتن perceive مشاهده کردن، ديدن، دريافتن